رکسانارکسانا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 29 روز سن داره
رادمانرادمان، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره

عروسک خشگل من

مامان رکسانا خانم و آقا رادمان

عید 96 عروسک من

سلام دختر قشنگم همه ی آرزوی من سلامتی و خوشبختی توست.سلامتی من و پدرت تا وقتی که بتونیم سر و سامان گرفتن تو را ببینیم خیلی دوست دارم عشق مامان خیییییییییییییییلی   دست به این قشنگی مگه هست.مگه داریم من به عشق تو اه که دارم نفس میکشم نفس اینم سفره ی هفت سین ما لبخند که میزنی من جان میگیرم تا بالهایم را به سویت بگشایم و من چقدر خوشبختم  از این همه خوشبختی.از ای خنده های دلبری پدرم سایه ی سرم،پشت من همیشه به تو گرم است .همیشه باش باران بهانه است تا رنگین کمانش را به رخ بیکران آبی بگستراند،اوج رنگ پهن دشت نقاش تویی بها...
27 فروردين 1396

آشپزخانه ی کودک من

سلام عروسک من عیدت مبارک به امید سالهای بسیار بهتر با آرزوی سلامتی و خوشبختی میخوام تو این قسمت از تجربه های آشپزی و دسر و خلاصه هر چیزی که درست میکنم اینجا با دستورش واست بذارم تا شاید بعد ها به کارت بیاد امید وارم خوشت بیاد عشق و نفس مامان ژله بستی اول از همه قالبی رو که می خوایم استفاده کنیم رو با پنیه ای که روغنی کردیم چرب میکنیم .من با این روش خیلی راحت ژله و دسرهامو از قالب در می یارم .یه راه دیگه ام هست اینکه دا خل قالبت آب میریزی و خالی میکنی بعد به مدت یه ساعت میذاری ش توی فریزیر و بعد ژله ت رو میریزی داخلش. من اینجا از سه رنگ .پرتغالی،تمشک آبی و توت فرنگی استفاده کردم. ...
14 فروردين 1396

مروری بر سال 95

سلام عزیز دل مامان داره سال 95 تمام میشه و امروز 29 اسفند95 هست هفته گذشته هفته خوبی نبود خانم خانم ها یکشنبه یه هسته خرما کردید تو دماغتون و یک شب بستری شدید و فرداش بردنتون اتاق عمل و هسته رو از دماغتون در آوردن که بعدا عکساشو میذارم واست الهی مامان بمیره واست عروسک خشگلم یه سری عکس از سال 95 واست میذارم عشق مامان عید 95.به امید سالهای بهتر و بهتر فروردین95   تولد 4سالگی تون که 7 فروردین بود و شما شمع 3 سالگی تون رو فوت کردید   اینم یه عکس با دخترای فامیل توی تولد شما   عید سال 95 عروسک مامان.قربون ژست عکست بشم من اینم نفس مامانش با سفرع هفت سین اینم رک...
30 بهمن 1395

تغییر وبلاگ

سلام عشق مامان نفس مامان جون مامان بعد از سالها می خوام که تم وبلاگ رو تغییر بدم عکس تم قبلی رو می ذارم واست جون من هیچ وقت یادت نره مامان چقدر دوست داره تو را   ...
23 بهمن 1395

دختر گل من

سلام عروسکم. تو داری روز به روز بزرگ تر میشی و من دارم لذت قد کشیدن تو را میبرم.کاش میدونستی چقدر عاشقانه دوست دارم و می پرستمت.ولی باید مادر بشی تا بدونی که من چی میگم. خیلی دوست دارم. تازگی ها گیر عجیب دادی به تلوزیون و شبکه جم جونیور.عاشق کارتن پوکویو و ماشا و میشا هستی.هر چقدر که ببینی سیر نمیشی. تا حدی که ما مجبور شدیم واسه شما یه تلوزیون جدید بگیریم و نصب کردم روی دیوار اتاق خودمون که تو ببینی و بذاری حداقل ما ام یه شبکه ای ببینیم. خیل شیطونی میکنی و ورجه وورجه زیاد واسه همین زیاد پا درد میگیری.بعضی شبها که پاهات درد میگیره و میگی پاهام رو پماد بزن انگار داری جون من رو میگیری. تو نباید مریض بشی .هیچ وقت.همیشه صحیح و سالم...
27 دی 1395

برای دخترم

عروسک مامان سلام امروز 4 دی ماه سال 95 هست .از اول تابستون تور ا گذاشتم خونه ی مادرجون.خیالم حسابی راحته که اونجایی.چون تا هر وقت صبح که بخوای می خوابی و از نظر غذا و تغذیه ام همه جوره بهت میرسن.ایشالا مادر جون همیشه سایه ش بالای سر ما باشه و شفا پیدا کنه. خرداد ماه امسال دل درد شدیدی گرفتی و چند روز شکمت کار نکرد.من مردم و زنده شدم .نمی دونی چقدر غصه خوردم.اصلا و ابدا نمی تونم  بیماری و ناراحتی ت رو ببینم.انگار من خودم درد داشتم.من پا به پای تو آب شدم و اشک ریختم.اصفهان.شهرضا .بروجن ...همه جا بردمت و دست اخر با طبابت مادر جون شکمت کار کرد.بردم توی حمام وانت را پر از آب کردم و کمی صابون بهت بر داشتم شبیه شیاف.خیرت بده مامان جونم........
4 دی 1395

عاشورا95

زیر سایه ی امام حسین و ابولفضل باشی الهی همیشه تنت سالم  باشه و لبت خندون الهی قربونت برم عزیز دل من     ...
3 دی 1395